پدیدە خودکشی؛ تراژدی از جنس درماندگی
پدیدە خودکشی؛ تراژدی از جنس درماندگی

نگاهی جامعە شناختی بە پدیدە ” خودکشی“ خودکشی، به عنوان یک پدیده و مسئله اجتماعی زمانی قابل طرح است که فراوانی آن در جامعه قابل مشاهده باشد. آمار دقیقی در ارتباط با خودکشی در ایران وجود ندارد. یکی از دلایل این است که خانواده ها از ارائه گزارش در این خصوص امتناع می کنند. دلیل […]


نگاهی جامعە شناختی بە پدیدە ” خودکشی

خودکشی، به عنوان یک پدیده و مسئله اجتماعی زمانی قابل طرح است که فراوانی آن در جامعه قابل مشاهده باشد.
آمار دقیقی در ارتباط با خودکشی در ایران وجود ندارد. یکی از دلایل این است که خانواده ها از ارائه گزارش در این خصوص امتناع می کنند. دلیل دیگر این است که بیشتر، آمار خودکشی هایی اعلام می شود که منجر به فوت شده و یا در پزشکی قانونی به ثبت رسیده باشد.

در این یادداشت به نظر جامعه شناس فرانسوی؛ امیل دورکیم در این خصوص نگاهی خواهیم داشت.

از نظر امیل دورکیم جامعه شناس فرانسوی ” خودکشی



” عبارت است از هر نوع مرگی که نتیجه مستقیم و یا غیر مستقیم کردار مثبت و یا منفی خود قربانی است که می دانسته است که می بایست چنان نتیجه ای به بار آورد.”

“خودکشی” یک امر اجتماعی است اما زمانی کە آمار آن در یک جامعه افزایش می یابد دیگر یک امر اجتماعی نیست و به یک “پدیده” اجتماعی تبدیل می شود.
از نظر دورکیم جامعه ای نیست که در آن خودکشی رخ ندهد، اما افزایش ناگهانی میزان خودکشی در برخی از گروه های جامعه و یا کل جامعه یک رخداد نابهنجار و نشان دهنده اختلال های نوپدیده در جامعه است.

خودکشی رابطه مستقیمی با رابطه فرد با اجتماع دارد. هرگاه در جامعه ای میزان همبستگی بین افراد جامعه بالا باشد، احتمال خودکشی بسیار ضعیف است و برعکس هرگاه رابطه فرد با اجتماع ضعیف و یا قطع شود احتمال خودکشی در فرد بالا می رود.

از نظر دورکیم در جوامع سنتی که “همبستگی مکانیکی” بر اساس وجود مشترکات و همانندی قوی وجود دارد، احتمال خودکشی کمتر از جامعه ای است که در آن فردیت رشد کرده و روح جمعی در آن کمرنگ است. به عبارت دیگر “همبستگی ارگانیک” در جوامع مدرن نه بر اساس همانندی ها بلکه بر اساس تفاوت ها تعریف می شود. در چنین جامعه ای فردیت افراد رشد یافته و روح جمع گرایی موجود در جوامع سنتی وجود ندارد.

در جوامع مدرن، افراد جامعه بر اساس تقسیم کار و تخصصی شدن امور به هم پیوند داده شده اند. فرد در چنین جامعه ای در صورت نرسیدن به اهداف، دچار انزوا گشته و خود را “تنها” می بیند.

روان شناسان اجتماعی دلایلی برای پدیده خودکشی بر می شمارند. از اهمّ آنها می توان به افسردگی، یٲس، ناامیدی از زندگی و شکست روحی اشاره کرد.

جامعه شناسان به فاکتورهای ساختاری و اجتماعی در این خصوص اشاره می کنند، و میزان همبستگی اجتماعی، وضعیت اقتصادی، شرایط آنومیک، و سایر عوامل کلان و ساختاری در رشد مسائل اجتماعی، از جمله خودکشی را مورد بررسی قرار می دهند.

آمارها نشان می‌دهد نرخ خودکشی در ایران تقریبا نصف نرخ جهانی است.

هرچند آمار دقیقی از نرخ خودکشی و یا افزایش آن وجود ندارد، اما بر اساس آخرین آمار از سازمان پزشکی قانونی در سال ۹۷، تهران با بیشترین میزان در صدر و یزد کمترین میزان خودکشی را دارا بوده است. همچنین ایلام به نسبت جمعیت بیشترین میزان خودکشی را در کشور دارا است.

بر اساس اعلام سازمان پزشکی قانونی کشور در سال گذشته مجموع تلفات خودکشی‌ها ۴۶۲۷ نفر بوده که نسبت به سال ۹۵ افزایش ۵ درصدی را نشان می‌دهد.
از بین تعداد خودکشی‌های منجر به فوت ۳۲۶۲ مورد مربوط به مردان و ۱۳۶۵ مورد مربوط به زنان بوده است (ایسنا).

با توجه به اینکه جامعه ایرانی یک جامعه مسلمان است و در دین اسلام سفارشات و دستورات لازم برای برقراری جامعه ای متحد و بر اساس تقویت پیوندهای روحی، اخلاقی و اجتماعی داده شده است، لذا باید به دنبال چرایی این وقوع این پدیده بود.

همانطور که اشاره شد، در صورت گسست و یا تضعیف پیوندهای اجتماعی، مسائل و معظلات اجتماعی افزایش می یابد.
هم اکنون وضعیت معیشتی جامعه ایرانی به دلیل تحریم ها و سایر دلایل، روندی ناموزون دارد و کاهش امنیت اقتصادی خانوار در ایران می تواند به تضعیف پیوندهای اجتماعی بینجامد. لذا امکان افزایش نرخ خودکشی و سایر مسائل اجتماعی وجود دارد. بیکاری، مشکلات معیشتی و بالارفتن نرخ تورم سبب یٲس و نامیدی در فرد می شود و به دنبال آن پیوندهای اجتماعی فرد با جامعه تضعیف می گردد. و همین امر احتمال خودکشی درجامعه را افزایش می دهد.

دورکیم بر این باور است که در دوران بحران های شدید اقتصادی و اجتماعی و زمانی که فشار تورم در جامعه شدید است، احتمال خودکشی بیشتر می شود. در چنین مواقعی هنجارهای اجتماعی بیشتر تضعیف شده و فردیت رشد پیدا می کند. تفاوت های فقر و ثروت می تواند تاثیر موثری بر احساس عدم یگانگی افراد با همدیگر بگذارد.

در همین رابطه می توان استان ایلام را به عنوان نمونه در نظر گرفت. بر اساس گزارش سالیانه پزشک قانونی کشور، ایلام دارای بیشترین خودکشی به نسبت جمعیت در سطح کشور است. ایلام یکی از استانهایی است که نرخ بیکاری در آن به نسبت سایر استان ها بالا است، از این رو می توان گفت که پیوند معناداری میان وضعیت معیشتی با خود کشی وجود دارد.

با توجه به موارد مشروحه فوق، وظیفه رسانه ملی، وزارت آموزش و پرورش، بهداشت، بهزیستی و سایر سازمان های مربوطه بسی خطیر و مهم می نماید. آموزش و جامعه پذیری بر مبنای آموزه های ملی و دینی، همچنین بهبود وضعیت معیشت مردم، از مهم ترین راهکارها برای پیشگیری و کاهش خودکشی در کشور است.

  • نویسنده : شورای نویسندگان کردستان فردا