نابرابری اجتماعی؛ ریشه برخی آسیب های اجتماعی/
نابرابری اجتماعی؛ ریشه برخی آسیب های اجتماعی/

نابرابری اجتماعی به عنوان یک متغیر مستقل می تواند بر بسیاری از دیگر مسائل اجتماعی تاثیرگذار باشد. لذا، به لحاظ جامعه شناختی، تحت عنوان ریشه های آسیب اجتماعی شناخته می شود. از این رو، اهمیت دارد با توجه به وضعیت نامناسب اقتصادی کشور در سال های اخیر، برای کاهش نابرابری اجتماعی و عدم تبدیل آن به مسئله حاد در جامعه، برنامه ریزی نمود.

سایت خبری تحلیلی کردستان فردا/ سرویس اجتماعی ــ قشربندی و نابرابری اجتماعی یکی از مهمترین مسائل و مفاهیم در حوزه جامعه شناختی است. از آنجا که این متغیر بر سایر متغیرهای جامعه تاثیر می گذارد، بنابراین، ریشه بسیاری از مسائل و آسیب های اجتماعی به شمار می رود.

هیچ جامعه ای را نمی توان یافت که در آن، همه افراد با هم برابر باشند. انسان ها به واسطه ویژگی های طبیعی، وراثتی، دسترسی به ابزارهای ارضای نیاز و امکانات شخصی و محیطی از همدیگر متفاوت هستند.

اما آنچه که سبب بروز مسئله و آسیب می شود این است که دلیل نابرابری، نه طبیعی( همچون قیافه ظاهری، رنگ و نژاد)؛ بلکه پدیده ای مصنوعی و دست ساز بشر باشد.


این نوشتار ابتدا به تعریفی جامعه شناختی از نابرابری و مفاهیم نزدیک بە آن، می پردازد و سپس تحلیلی جامعه شناختی از پیامدهای نابرابری ارائه می گردد.

قشر” یا “لایه” (stratum) از زمین شناسی گرفته شده و طی آن جامعه به لایه های زمین تشبیه شده است(Saunders, 1990: 1). در این تشبیه، اعضای جامعه به مانند لایه های C, B, A در زمین شناسی، به لایه و یا قشرهای بالا، متوسط و پایین طبقه بندی می شوند.

در ارتباط با مفهوم قشر، “طبقه” به بخشی از اعضای جامعه گفته می شود که از نظر ارزش های مشترک، حیثیت، فعالیت های اجتماعی، میزان ثروت و دیگر متعلقات شخصی، از بخش های دیگر جامعه تفاوت داشته باشد.

امروزه، بر اساس این ارزش ها مهم ترین معیارهای طبقه بندی انسان ها در لایه ها و قشرهای اجتماعی عبارتند از:
۱ ــ ثروت
۲ ــ تحصیلات و تخصص
۳ ــ مشاغل، پایگاه بالا (Kohen, 1997).

نابرابری“(Inequality):

اگرچه این واژە معانی متعددی را به ذهن متبادر می کند (از جمله تفاوت های ظاهری، شخصیتی، هوش، قدرت بدنی، موقعیتی و…)، اما منظور از نابرابری بیشتر متوجه تفاوت های منزلت و پایگاه اجتماعی افراد است. به این معنا که افراد، گروه ها و طبقات اجتماعی از نظر داشتن ثروت، تخصص و پایگاه اجتماعی، از همدیگر متمایز هستند. افراد و طبقات، به واسطه داشتن ویژگی های متمایز، خود را از سایرین جدا کرده و دارای ارزش ها و عملکردهای متفاوت خواهند شد.

نابرابری میان انسان ها در همه جوامع وجود دارد. انسان ها به واسطه ویژگیهای وراثتی، موقعیت های انتسابی و اکتسابی و… از هم متمایز می شوند. اما آنچه که سبب بروز مشکل می شود آن است که نابرابری اجتماعی، در صورت عدم مدیریت اصولی آن از سوی هنجارهای اجتماعی و قوانین، می تواند به معظل و ریشه بسیاری از مسائل و مشکلات اجتماعی دیگر تبدیل شود.

وضعیت فعلی کشور ما به گونه ای است که امکان تشدید نابرابری در میان طبقات و لایه های جامعه رو به افزون است. در شرایط کنونی که کشور با تحریم های شدید اقتصادی روبروست، امکان افزایش فاصله میان طبقات پایین و بالا بسیار است. به طوری که، ثروتمندان ثروتمندتر شده و فقیران، فقیرتر می شوند.

در چنین شرایطی، لایه متوسط جامعه کمرنگ تر می شود و جامعه به سمت دولایه شدن گام برمی دارد. به لحاظ اجتماعی، افزایش فاصله و شکاف میان طبقات، به افزایش نابرابری منجر می شود. و این خود، به عاملی اصلی برای پدید آمدن بسیاری از مسائل و آسیب های دیگر اجتماعی تبدیل خواهد شد.

از جمله این آسیب ها و مشکلات، می توان به خالی تر شدن سفره فقیران و رشد مشاغل کاذب، نامشروع و غیرقانونی نام برد.

فقر، به عنوان یکی از اصلی ترین پیامدها و نتایج نابرابری اجتماعی، ریشه بسیاری از دردهای جامعه است. به طوریکه، فقر، خود، ریشه فساد است.

علاوه بر این، پیامدهای روانشناختی نابرابری، عامل بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی و عدم اعتماد به نفس در فرد می شود. در چنین حالتی، فرد و یا افراد و گروه هایی که به لحاظ عدم برخورداری از ثروت و سایر موقعیت های مهم اجتماعی از رسیدن به اهداف خود باز می مانند به راه های دیگری ــ احتمالا نامشروع ــ برای دستیابی به آن متوسل می شوند؛ و به لحاظ درونی به اصطلاح ــ شکسته ــ خواهند شد. تداوم و بازتولید این وضعیت، جامعه را به سوی دیگر آسیب ها سوق خواهد داد.

انسان ها و جوامع اگر به دلیل برخورداری از منابع و موقعیت های متفاوت، از هم جدا و متمایزند، لیکن داشتن ارزشهای مشترک فرهنگی، ملی، دینی و…، می تواند سطح نابرابری در جامعه را کاهش دهد.
کشور ما در حال حاضر به واسطه سیاست بین الملل، دارای یک پتانسیل منفی برای افزایش نابرابری میان افراد و طبقات است. به تبع، تشدید نابرابری به رشد مسائل و مشکلات اجتماعی دامن خواهد زد.

لذا، برای پیشگیری از حالت های پیش بینی شده، لازم است از ارزش های انسانی، دینی، هنجارها و قوانین دور نشد. تا راه هرگونه سواستفاده از وضعیت موجود برای بازتولید و سیستماتیک کردن نابرابری، بر سودجویان و مفسدان بسته شود. و این نه تنها وظیفه دولت، بلکه یاری تمامی افراد جامعه، خصوصا اقشار بالادست در ثروت و موقعیت را می طلبد.

  • نویسنده : میکاییل سانیار