لجبازی اجتماعی
لجبازی اجتماعی

” ترک عادت سبب مرض است “، جمله‌ای کوتاه و کلیشه‌ای، اما خود می‌تواند دفتری باشد از تجربه‌های پیشینیان. این روزها تمام بلندگوهای واقعی و مجازی التماس می‌کنند، گاهی از ناچاری تهدید، که ” هموطن، امسال را در خانه بمان”؛در تاریخ همیشه شرایط خاص وجود دارد؛ ما هم مثل همه‌ی جوامع امروز نیاز به همکاری […]

” ترک عادت سبب مرض است “، جمله‌ای کوتاه و کلیشه‌ای، اما خود می‌تواند دفتری باشد از تجربه‌های پیشینیان. این روزها تمام بلندگوهای واقعی و مجازی التماس می‌کنند، گاهی از ناچاری تهدید، که
” هموطن، امسال را در خانه بمان”؛در تاریخ همیشه شرایط خاص وجود دارد؛ ما هم مثل همه‌ی جوامع امروز نیاز به همکاری و همدلی یکدیگر داریم؛ صحبت از مرگ و زندگی است؛ جان انسان ها در میان است؛ اما دریغ از پاسخی شایسته.

عادت رفتاری فردی و اجتماعی

نیازی به تعجب نیست، عادت کرده‌ایم. “عادت” رفتاری فردی و اجتماعی است که ما بر اساس اندیشه‌های خود -درست یا نادرست- بە کودکان سرزمین خویش یادداده‌یم، و امروز همان کودک،آموخته‌هایش، اساس رفتار اجتماعیش گردیدە است، دیگر کودک ما خود را بزرگ می‌پندارد و بە آسانی نمی‌توان آموختە‌ها و عادت‌هایش را تغییر داد.  یادمان باشد ما بودیم که فرزندان خود را عادت دادیم بە کف‌زدن و سوت‌زدن، عادت دادیم بە دورهمی‌هایی کە بر اساس مقتضای شرایط نبود، عادت دادیم بە خندیدن‌های سطحی- بی اندکی پشتوانه‌ی تفکر- عادت دادیم بە گوش سپردن بە خواننده‌ای کە هرهر می‌خندد و ترانە‌ی شاد می‌خواند، آن هم در  این لحظات نامبارک کە همه بە‌نوعی داغدار عزیزی هستند.

گاهی عادت نشان از ندانستن است

گاهی عادت‌ها نشان از ندانستن دارد،  در این روزها که عزیزانی در لباس سفید فرشتگان پنجه نرم می‌کنند با دیو مرگ و التماس می کنند که : نازنین،  “بنشین در کاشانه‌ی خود، این یک نوروز را سرکن در خانه‌ی خویش،  بگذار جاده ها خلوت شود،  بگذار جنگل نفس بکشد،  بگذار دریا بر ساحل تنهایی خود لم دهد،  تا با این حداقل همیاری تو جان‌هایی نجات یابند،  اما دریغ از گوش شنوا. چرا؟  چون ما عادت کرده‌ایم به خودخواهی،  عادت کرده ایم به این اندیشه که مهم “منم”. من بیمار نیستم و باید خوش باشم.
این روزها آنان که ما را به “عادت‌کردن” عادت داده‌اند، بیشتر به نقش آموزش پی برده‌اند، احتمالا شگفت زده شده‌اند که چرا با این همه التماس از دهها شبکه و رسانه ، هنوز بخش بزرگی از جامعە گوشش بدهکار این خواهش‌ها نیست؟
این روزها باید اندیشید که با این همه التماس و گاهی تهدید چرا هنوز
جاده ها خلوت نمی شود؟
سفرها همچنان پابرجاست؟
دورهمی‌ها تعطیل نمی‌شود؟
این روزها صاحبان اندیشه و برنامەریزان آموزشی باید بیشتر از همه بیاندیشند که این “لجبازی اجتماعی” ناشی از چیست؟ و معایب آموزش ما در کجاست؟
  • نویسنده : مصطفی هوشیار