تشکل های مردمی که قربانی تفکرهای ‌پلورالیتە شدند
تشکل های مردمی که قربانی تفکرهای ‌پلورالیتە شدند

تقبیح و تحقیر جایگاه رفیع تشکل های مردمی توسط برخی مدیران ناکارآمد شاید اینگونه بیاندیشید که با این رویه انتقادگری جز تخریب کار به جایی نخواهیم برد اما بهتر است بدانیم آنچه بواسطه ابزار قدرت و با پشتوانه قانون مطلقه جمهوری اسلامی بعنوان یک خط مشی شفاف عملکردی  مدیران و مسئولین هر اقدامی که تبدیل […]

تقبیح و تحقیر جایگاه رفیع تشکل های مردمی توسط برخی مدیران ناکارآمد

شاید اینگونه بیاندیشید که با این رویه انتقادگری جز تخریب کار به جایی نخواهیم برد اما بهتر است بدانیم آنچه بواسطه ابزار قدرت و با پشتوانه قانون مطلقه جمهوری اسلامی بعنوان یک خط مشی شفاف عملکردی  مدیران و مسئولین هر اقدامی که تبدیل به احسن شد و موجبات تعالی و رشد جامعه، جز انجام وظیفه محوله و مقنن نبوده و آنچه که موجب تنزل سطوح رفاهی و معیشتی مردم شده بدون تردید جز عدول از حدود و خطوط مقرر نبوده ونیست لذا جای پیگیری و مطالبه مدنی است .

در تمام کشورهای توسعه یافته یکی از معیارها و المانهای توسعه، تمکین به خواست و اراده مردم در قالب و شاکله تشکلها و چارچوب سازمانها و NGO های مردمی بوده که در راستای تامین رفاه و تحلیل مشکلات معیشتی با در نظر گرفتن مصالح ملی به منظور ارتقاء سطح رضایت مندی جامعه اکثریت و کسب و جذب اعتماد عمومی بعنوان یک سرمایه ملی و اهرم تحرک مقتدر جهش های توسعه یافتگی توجه و تقنع ویژه ایی می شود. 

و اما این سهم عظیم از سرمایه ملل در تشریح تفصیلی خود برای به عینیت رسیدن خود در گرو میزان همکاری افراد یک جامعه با دستگاه دولت و تمایل آنان به تمکن از قوانین از یک سو به درجه رشد اجتماعی و از طرفی دیگر به میزان اعتماد و رضایت از حمایت های دولتی به مردم و خوش بینی آنان نسبت  به دستگاه دولتی وابسته و پیوسته است.

ابعاد این اعتماد و رضایت و همچنین فقدان آن در کلیه بخش های جامعه عواقب مثبت یا مخربی هم دارد.

کفایت مدیران و مسئولین در همسویی و همکاری با تشکل های مردمی و NGO ها یکی از اساسی ترین، بنیادی ترین و رگ حیات و ممات بقا و پایداری یک سیستم دولتی، سازمان مردمی و نهادهای مختلف خواهد بود.

در این باب به نحوه تدبیر و تدبر مدیریتی فرزند خلف کردستان (شهردار فعلی شهربوکان) می پردازیم در ارتباط با سبک مدیریتی و راهبردی ایشان و تعامل شهردار با تشکل های زیر مجموعه خود نگاهی اجمالی خواهیم داشت.

آری! به محضر مقدس مردم شریف بوکان مبین می دارم که بخش اعظمی از یک جامعه را سیستم حمل و نقل عمومی بالاخص حوزه از قلم افتاده و به حاشیه رفته ناوگان بار شهری تشکیل می دهد  که با نهایت بی توجهی به ایفای نقش این حوزه در گردش زنجیره یک اجتماع شهری و نادیده انگاشتن آنها علیرغم کسب بخش مضاعفی از درآمد های سازمان شهرداری بوکان از همین افراد و فعالان این حوزه، محروم و معدوم واقع گشته اند.

شدت و حدت این تعارض و تالم  در تضییع حقوق بر حق این ناوگان تا جایی متبلور شدە است که در یکی دو سال اخیر در اوانی که هزینه های تامین مخارج زندگی با میزان درآمد برای این رانندگان و فعالان زحمتکش هیچ گونه توجیه اقتصادی که خیر! بلکه تنزل و تعذل کانون خانواده های آنان را نیز در بر گرفته بود شهرداری بوکان از میان تمام شهرها و استانهای کشور سهمیه های حمایتی چون تامین لاستیک را علیرغم درخواست تشکل صنفی مربوطه نادیده گرفته، جالب توجه اینکه در همین اثنا من باب تمثیل به تفعل امر ممکن شهر زنجان در خصوص جذب سهمیه لاستیک در یک مرحله ١٢٤ هزار حلقه برای رانندگان ناوگان بار خود جذب و توزیع نمود اما فرزند خلف! کردستان در کمال بی توجهی به این ناوگان حتی از ساده ترین حمایت های اداری (تقلیل هزینه های صدور،تمدید و تعویض پروانه ها)جهت فعال سازی تشکل صنفی موجود آن حوزه در بوکان خودداری نموده کمااینکه در اوامر بدیهی آنان نیز سنگ اندازی نموده و مشکل ساز بوده اند. 

گاهی تنویر افکار و اذهان عمومی نسبت به نحوه فعالیت و اقدامات نهاد ها و سازماهای یک جامعه شاید بتواند اعتماد بر لب پرتگاه رفته عمومی را حیاتی دوباره و هدایتی مجدد ببخشد.

اظهرمن الشمس که ایشان (شهردار فعلی بوکان) اقدامات مثمر ثمری برای اقامه قامت نیمه جان بوکان معمول داشتند اما مکرراً به اصول مدیریت کلان در کسب رضایت حداکثری باز اشاره میکنم که تشکل هایی این چنین چرا باید مورد کم لطفی و صریح تر تعذیب شما و مجموعه تحت الامر قرار گیرند؟ آنچه امروز اذهان این مجموعه بدان اذعان می نمایند جز نارضایتی و ناامیدی نسبت به دستگاه به ظاهر مردمی شهرداری عنوانی دیگر به گوش نمی رسد، تدوام این رویه نابسامان و ناپسند به تضاد آشکار نگرش و بینش این سازمان و مدیریت آن با شهرهای دیگر و استانهای همجوار مبدل و مبرهن شده است.

بنابر آنچه گفته شد، اندیشه ارتباط میان طبقات مختلف اجتماعی و قدرت سیاسی جوهر اقتدار یک سازمان و سند الزام تقارن یک ملت به توسعه یافتگی است.

مجاری پیوند شهرداری بوکان در موضوع  مورد تقریر نگارنده و طبقه اجتماعی مذبور  در اخص ترین حالت خود پیوند ساختاری است و عامل اصلی نارضایتی فعالان حوزه را در بر داشته عدم توجه لازم به نیاز ذاتی مجموعه رانندگان یعنی سازوکار ساماندهی در قالب یک تشکل شناخته شده است.

البته مضاف و مزید بر علل فقدان اقتدار مدیریتی در سیستم شهرداری، منجر به تشکیل یک الگوی پلورالیسمی شده است که ساختار چارت مدون و یکپارچه سازمانی شهرداری را منفک نموده و موجب این افسار گسیختگی وخیم شده است.

علی ایحال فعالان ناوگان بار شهری دیگر تابی برای تحمل نابرابری ها ندارند و توانی برای کشش پیدا کردن با مخارج از یک سو و بی توجهی و تظلم مدیریت حاکمه شهرداری ندارند و یقیناً نیازمند ایادی انتصار مدیریت مربوطه حوزه توسعه حمل و نقل عمومی و توجه به جایگاه ویژه آن هستند.

📊 سطح نگارش: عامه گرا 

✍نگارنده : کاوه مامهء- فعال مدنی، خبرنگار، روزنامه نگار و شهروند نگار 

📢 مخاطب مطلب: شهردار و شورای اسلامی شهر بوکان

  • نویسنده : کاوه مامهء